أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

74

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

مرتبه تعيّن اول حكمشان مستهلك بود ، اين تعيّن دوم نفسى از آن جهت كه اصل ظهور تعينات و بازگشتگاه آن‌هاست ، و تجلىاى كه بدان ظاهر شده اصل تمام اسما و بازگشتگاه آن‌هاست ، تعيّن قابل الوهيت و تجلى به اسم « الله » ناميده شده است و به اعتبار تحقق تمام معانى كلى و جزيى در آن ، به نام عالم معانى ناميده شده است و به اعتبار ارتسام كثرت نسبى كه منسوب به اسماى الهى است ، و همين‌طور به اعتبار كثرت حقيقى كونى در آن ، به نام حضرت ارتسام ناميده شده ، و به اعتبار برزخيتى كه بين وحدت و كثرت حاصل است به نام حضرت « عما » ناميده شده است . اين نكته را بگويم كه حقيقت « عما » عبارت است از فيض اقدس و تجلى غيبى احدى اول ، و آن باطن اسم « الله » كه اسم اعظم است مىباشد ، يعنى از جهت ناحيه غيب و باطن آن ، و ظاهرش حضرت اسم « الله » است - از جهت احديت جمع اسماى الهى - ناگفته نماند كه مقام تدلى ( دنى فتدلى ) عبارت است از قابل فيض منبسط ظهورى و وجود بسيط نورى ، و مقام « قاب قوسين » عبارت است از تعيّن دوم و قابل دوم براى اين تجلى دوم كه جامع تمام اعتبارات است ، و « عما » عبارت از واحديتى است كه منشأ اسما و صفات است ، زيرا « عما » يعنى : ابر نازك ، و ابر چون حايل بين آسمان و زمين است ، اين حضرت هم حايل بين آسمان احديت و زمين كثرت است ؛ اصل اين اصطلاح از آن‌جاست كه ابو رزين عقيلى - چنان‌كه در شرح فصوص الحكم جندى آمده - از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد كه : پروردگار ما پيش از آن‌كه خلق را بيافريند كجا بود ؟ فرمود : در « عما » كه نه بالاى آن هوا بود و نه زير آن هوا . ( 25 ) . شيخ كبير در تفسير سوره فاتحه در كتاب اعجاز البيان گويد : مراتب پنجگانه و اسماى اصلى چهارگانه و راز جامع بين آن دو را حاضر داشته‌باش ، و همين‌طور نكاح‌هاى پنجگانه و حكم پنج‌تايى را كه در حروف و نقطه‌ها و اعراب ظاهر است در نظر داشته‌باش ، و جمعيت اسم « الله » را نسبت به ديگر اسما مشاهده كن و سپس به سرّ « ها » كه داراى جمع الجمع است - از حيث امر و از حيث مرتبه - بنگر كه چگونه ميان اعداد به پنج اختصاص يافت ، و نيز در سه‌تايى و چهارتايى و سريان حكم آن دو انديشه كن و تفكر نما كه چگونه هر كلمه‌اى از كلمات « بسمله » جامع آن دو است و از وجهى محل حكم آن دو ؟